مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی

مهدی عظیمی میرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم(1)
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)
الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ (3)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

آخرین نظرات
راست و دروغ رسانه ها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سفر» ثبت شده است

گوشه چشمی ز کرم باز شد

ره بنمودی، سفر آغاز شد


ای که همه بسته به موی تو اند

رهسپر عاشق کوی تو اند


ای که جهان مست تولای تو

کون و مکان صحن مصلای تو


کعبه تو قبله مقصود ما

ای سبب زندگی و بود ما


مهر تو روشنگر شب های ما

یاد تو ذکر دل و لب های ما


سال به سال عمر من خسته جان

رفته به تعجیل، چو آب روان


چون رمضان می شد و شب های قدر

گاه دعا بود و گه شرح صدر


من زخدا کوی تو را خواستم

بوی تو را، روی تو را خواستم


گوشه چشمی زکرم باز شد

ره بنمودی، سفر آغاز شد

از برابر رویت گذر نخواهم کرد
بهشت را معادله با این اثر نخواهم کرد
حضور روی تو عشق است، تا دم آخر
در این مقام بمانم، سفر نخواهم کرد
حریم مسجد من کعبه وجود تو باد
به سوی کعبه ی دیگر نظر نخواهم کرد
به شوخ طبعی خود گوئیم برو، حاشا
در این مغازله هرگز خطر نخواهم کرد